از ٢٣ ژوئن ١٩٨٣ تا ١ ژانویه ١٩٨٤، نیروی پیشمرگه کوردستان بیش از ٢٠٠ فعالیت گوناگون را در مناطق مختلف کوردستان علیه پایگاه‌های نظامی و سازمان‌های رژیم بعث انجام دادند که در نتیجه آن، خسارات سنگینی به آن نیروها وارد کردند. یکی از آن فعالیت‌ها این بود که در ژوئن ١٩٨٣، کمیته منطقه دهوک پارت دموکرات کوردستان به سازمان شهید سگوان اطلاع دادند که با هم فعالیتی را انجام دهند؛ به همراه سازمانی وابسته به کمیته منطقه شیخان که میرزو ایزدی سرپرستی آن را بر عهده داشت. در آن زمان آن‌ها در روستاهای ناحیه شیخان در حال گشت‌زنی برای انجام عملیات پیشمرگانه بودند. نیروی پیشمرگه سازمان شهید سگوان به فرماندهی حکمت محمد گولی برای اجرای فرمان مافوق عازم منطقه شیخان شدند تا با نیروی میرزو ایزدی دیدار کنند و برای حمله به پایگاه‌های نظامی رژیم بعث نقشه بکشند.

نیروی پیشمرگه کوردستان در آن دوره در چارچوب تشکیلات حزبی به صورت کمیته منطقه و سازمان سازماندهی شده بود. هر دو نیرو در نزدیکی غار «صمتی» با یکدیگر دیدار کردند. پس از نشست و بررسی طرح و برنامه انجام عملیات، مسئول نیروی کمیته شیخان اشاره کرد که قصد دارند به تعدادی از ربایاها (پست‌های نگهبانی) حمله کنند که ابتدا با ربای پشت روستای ماسیکه شروع کنند. پس از جمع‌آوری اطلاعات و برقراری ارتباط پنهانی با یک سرباز ربایا تا بتوانند عملیات خود را با موفقیت انجام دهند، سرباز آن‌ها را راهنمایی کرد که لازم است شب ساعت ١١:٣٠ خود را به داخل ربایا برسانند و او به آن‌ها کمک خواهد کرد، زیرا در آن ساعت نوبت نگهبانی او بود. ابتدا دسته‌ای از پیشمرگه‌ها آماده شدند که به عنوان پیشرو نیرو اعزام شدند تا در زمان مقرر به محل مورد نظر که داخل حصار ربایا بود، برسند.

 همان‌طور که نقشه و طرح آن کشیده شده بود، در آن محلی که سرباز برای آن‌ها در ربایا تعیین کرده بود، پیشمرگه‌ها توانستند از آنجا به داخل ربایا نفوذ کنند که دو نگهبان داشت؛ یکی از آن‌ها مخفیانه یاری‌دهنده پیشمرگه بود، اما دیگری از آن نقشه پنهانی بی‌اطلاع بود. سربازان ربایا نیز در دو اتاق خوابیده بودند. پیشمرگه‌های هر سازمان برای هر اتاق مأمور شدند که ناگهان حمله کنند و آن‌ها را غافلگیر سازند تا کار با موفقیت پیش برود. دو نفر از پیشمرگه‌ها به نگهبان دوم حمله کردند و یورش بردند، اما در حین یورش نگهبان شروع به فریاد و داد و بیداد کرد و تمام سربازان ربایا را بیدار کرد. در آن کشمکش، جنگ تن‌به‌تن درگرفت. پیشمرگه‌ها و سربازان در داخل ربایا با هم درگیر شدند. جنگی گرم و پیچیده برای مدتی ادامه یافت، با سلاح سبک و نارنجک به جان هم افتادند. در نتیجه، جنگ به نفع پیشمرگه تمام شد و ربایا را تحت کنترل گرفتند. بر این اساس، سربازانی که اسیر نشدند، از فرصت استفاده کردند و از ربایا خارج شدند و فرار کردند. پس از اینکه پیشمرگه‌ها به پیروزی رسیدند، خسارات زیادی به ربایا وارد کردند و سلاح سربازان ربایا را به غنیمت گرفتند، سپس پس از اتمام کار تصمیم گرفتند محل را ترک کنند.

  در آن عملیات، دستاوردهای پیشمرگه شامل کنترل بر ١١ سلاح کلاشینکف و یک خمپاره ٦٠ میلی‌متری و اسیر گرفتن دو سرباز بود، خسارت نیروی پیشمرگه نیز شهادت یک پیشمرگه بود. پس از اینکه حکومت از آن حمله پیشمرگه مطلع شد، نیروی زیادی از دهوک به سمت محل ربایا فرستاد و با نیروی پیشمرگه روبرو شدند، جنگ بزرگی میان آن‌ها درگرفت، اما نیروی پیشمرگه توانستند مقاومت کنند و عقب‌نشینی کنند و پیکر پیشمرگه شهید را نیز همراه خود ببرند و به مناطق آزاد شده تحت حاکمیت انقلاب برسانند و به خاک بسپارند. 

منابع:
  1. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد، جلد چهارم، ١٩٧٥-١٩٩٠ انقلاب گولان، بخش دوم، چاپ اول، چاپخانه روکسانا، ٢٠٢١.

  2. محمد مراد، خباتا چیا (مبارزه کوهستان)، یادمان‌ها و رویدادهای انقلاب گولان در میان سال‌های (١٧٦-١٩٨٩)، چاپخانه کوردستان – زاخو، ٢٠٠٧.

  3. غازی عادل گردی، پیشمرگه‌ای در خدمت راه بارزانی، حاجی بیروخی، جلد دوم، چاپ دوم، ترکیه - ٢٠٢١.