زندگی‌نامه

حسن سوار در سال ١٩٢٠ در روستای لیره از توابع ناحیه شیروان مازن در شهرستان مِیرگه‌سور در استان اربیل متولد شد. پس از شکست اولین انقلاب بارزان که شیخ احمد بارزانی و شمار زیادی از خانواده‌های بارزانی به کردستان ترکیه پناه بردند، او نیز در ٢١ ژوئن ١٩٣٢ به همراه خانواده‌اش به جمهوری ترکیه آواره شد که در آن زمان تنها یک سال داشت. اما پس از آنکه در سال ١٩٣٣ مقامات ترک شیخ احمد بارزانی را به دولت عراق تحویل دادند، خانواده آنان نیز همچون تمام خانواده‌هایی که به همراه شیخ احمد به کردستان ترکیه آواره شده بودند، به کردستان عراق بازگشتند. پیش از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی ازدواج کرده بود و نام همسرش عایش ملا یحیی محمد بود. وی در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کرد و مدرک مؤسسه در رشته کشاورزی را دریافت نمود. او در سال ١٩٨٠ در مجتمع بحرکه درگذشت.

کارنامه مبارزاتی

در سال ١٩٤٣ به صفوف دومین انقلاب بارزان پیوست و در جنگ‌ها شرکت کرد. در ١٩ اوت ١٩٤٥ به حکم دادگاه عرفی نظامی عراق، تمام اموال و دارایی‌های منقول و غیرمنقول وی مصادره شد.

پس از شکست دومین انقلاب بارزان در ١١ اکتبر ١٩٤٥ راهی شرق کردستان شد. در ٣١ مارس ١٩٤٦ در نیروی بارزان وابسته به ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد پیشمرگه بود. در ٢٩ آوریل همان سال در منطقه سقز در نبرد قاراوا شرکت کرد. پس از شکست جمهوری دموکراتیک کردستان در ١٩ مارس ١٩٤٧ در نبردهای اشنویه، نقده و نبرد موکریان شرکت داشت.

 از جمله پیشمرگانی بود که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق خواکورک و دشت برازگر از راه خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشت.

 پس از بازگشت، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسه‌ای با یارانش برگزار کرد و آن‌ها را در ماندن یا رفتن به سوی اتحاد جماهیر شوروی آزاد گذاشت. در آنجا تمام یاران تصمیم به ادامه راه و رفتن به سوی اتحاد جماهیر شوروی گرفتند. در ٢٣ مه ١٩٤٧، ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در نبردهای آغداش و آواجوق نیز شرکت نمود. در ٩ ژوئن ١٩٤٧ تا ١١ ژوئن ١٩٤٧ در نبردهای گلی قطور و پل ماکو شرکت کرد. در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کرد.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی یارانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع روباز که با سیم خاردار محصور شده بود نگهداری شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر خوراک، پوشاک و تردد همچون اسیران جنگی با آن‌ها رفتار شد. سپس به دستور دولت شوروی بر مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به یک پادگان در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه به آن‌ها لباس نظامی داده شد و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. در همان حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از یارانشان که سواد داشتند، دروس یادگیری زبان کردی به آن‌ها آموخته می‌شد.

پس از بدرفتاری جعفر باقروف با یاران، تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه دادند.

در مارس ١٩٤٩ به همراه یارانش به صورت دسته و گروه با قطار بر روی روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کولخوزها (زمین‌هایی که مردم از دولت اجاره می‌کردند و سپس سهم دولت را می‌دادند) کار می‌کردند.

پس از تلاش بسیار و ارسال نامه‌های متعدد توسط ژنرال بارزانی برای استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین می‌رسد که در آن بارزانی درد و رنج یاران خود را بازگو می‌کند و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای را برای بررسی وضعیت یاران بارزانی صادر می‌کند و سرانجام تصمیم کمیته بر این می‌شود که همگی در شهر وریویسکی گرد هم آیند، بنابراین نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی می‌رود.

پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و طبق هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و اجرای ماده (١١) با استناد به قانون اصلاح شده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، او و یارانش مشمول عفو عمومی شدند.

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس شد و نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه یارانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. 

 در انقلاب ایلول مشارکت داشت و در نبردهای پیرس، ملی ملا، گوره و کلک شرکت کرد، همچنین در انقلاب گولان نیز شرکت داشته است.

منابع:
  1. آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان

  2. حمید گردی، پوخته‌ی مێژوونامه‌ (خلاصه تاریخ‌نامه)، چاپ اول، (اربیل - انتشارات آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤ش).
  3. حیدر فاروق السامرائي، ضیاء جعفر و نقش سیاسی و اقتصادی او در عراق، (لندن – دارالحکمه - ٢٠١٦م).
  4. شعبان علی شعبان، هه‌ندێك زانیاری سیاسی و مێژوویی (برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی)، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ٢٠١٣ش).
  5. صالح یوسف صوفی، کرونولوژی کردستان و جهان، چاپ اول، جلد دوم، (دهوک - چاپخانه استانداری دهوک - ٢٠١٣ش).
  6. صالح یوسف صوفی، کرونولوژی کردستان و جهان، چاپ اول، جلد سوم، (دهوک - چاپخانه استانداری دهوک - ٢٠١٣ش).
  7. عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٢ش).
  8. عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان در فاصله ١٩٣١- ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - ٢٠٠١ش).
  9. کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه په یوند - ٢٠١١ش).
  10. در یادداشت فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز همراه با بارزانی، رفتن بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - ١٩٩٧ز).
  11. لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثورة ١٤ تموز ١٩٥٨ فی العراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - ١٩٧٩م).
  12. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش رهایی‌بخش کورد ١٩٣١- ١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خبات - ١٩٩٨ز).