زندگی‌نامه

حسن محمد عنتر، سال ١٩٢٠ در روستای گرانە در کردستان شمالی به دنیا آمد، سال ١٩٧٢ در حاجی عمران درگذشت.

کارنامه مبارزاتی

پس از آنکه ژنرال مصطفی بارزانی و همراهانش تصمیم گرفتند به سوی اتحاد جماهیر شوروی راهی شوند، او نیز آن‌ها را همراهی کرد. در نبرد «گلی قطور» و نبرد پل «ماکو» شرکت کرد و پس از سختی و مشقت بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کرد.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی همراهانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در مجتمعی سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، مستقر شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر خوراک، پوشاک و تردد، مانند اسرای جنگی با آن‌ها رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی میان مناطق «آغدام»، «لاچین»، «ایولاخ» و «کلبجر» در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه، لباس نظامی دریافت کردند و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی می‌دیدند. در عین حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همراهانشان که سواد داشتند، درس‌های آموزش زبان کردی به آن‌ها داده می‌شد.

پس از بدرفتاری «جعفر باقروف» با همراهان، تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع «چرچوک» در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه دادند.

در مارس ١٩٤٩ به همراه همراهانش به صورت گروهی و دسته‌ای با قطار میان روستاهای اشتراکی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع «کلخوزها» (زمین‌هایی که مردم از دولت اجاره می‌کردند و بعد سهم دولت را می‌دادند) کار می‌کردند.

پس از تلاش‌های بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین می‌رسد که در آن  بارزانی از مشکلات همراهان خود سخن می‌گوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت همراهان بارزانی را صادر می‌کند و سرانجام تصمیم کمیته بر این می‌شود که همگی در شهر «ورِویسکی» جمع شوند، بنابراین نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر ورویسکی در شوروی می‌رود.

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس شد، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همراهانش با کشتی «گروزیا» از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. او در انقلاب سپتامبر شرکت کرده و سرپل بوده است.

منابع:
  1. آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان

  2. حمید گردی، پوخته‌ی مێژوونامه‌ (خلاصه تاریخ‌نامه)، چاپ اول، (اربیل - انتشارات آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤ز).
  3. شعبان علی شعبان، هه‌ندێك زانیاری سیاسی و مێژوویی (برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی)، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ٢٠١٣ز).
  4. کاروان محمد مجید، بارزانییه‌كان له‌ مه‌هاباده‌وه‌ بۆ سۆڤێت (بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی)، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه په یوند - ٢٠١١ز).
  5. مجله هتاو، شماره ١٥٤، سال ششم، اربیل، چاپخانه کردستان، جمعه، ١٥ آوریل ١٩٥٩.
  6. در یادداشت فرمانده شهید حه‌سو میرخان ژاژۆکی، ٦٢ روز با بارزانی، رفتن بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - ١٩٩٧ز).
  7. لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثورة ١٤ تموز ١٩٥٨ في العراق (انقلاب ۱۴ ژوئیه در عراق)، (بغداد - دارالرشید للنشر - ١٩٧٩م).
  8. مسعود بارزانی، بارزانی و بزوتنه‌وه‌ی رزگاریخوازی كورد (بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد) ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خه‌بات - ١٩٩٨ز).
  9. نجف‌قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، ترجمه شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - ١٩٩٦ز).
  10.