در سال ١٩٢٠ در روستای هسنی وابسته به ناحیه بارزان در شهرستان مێرگهسور در استان اربیل متولد شده است. پس از رفتن به شوروی، در سال ١٩٥٠ زندگی مشترک خود را با نایله کورد سعید تشکیل داده و دارای دو پسر و یک دختر به نامهای رضا که در سال ١٩٥١، پریخان که در سال ١٩٥٤ و حسن که در سال ١٩٥٧ به دنیا آمدهاند، بودهاند. خانوادهاش از نژاد تاتارهای شبهجزیره کریمه هستند. او به هر دو زبان کردی و روسی تسلط داشته است. در سال ١٩٧٢ برای درمان به پادشاهی ایران فرستاده میشود و پس از ٩ ماه در بیمارستان، در ٢١ مارس ١٩٧٣ درگذشت و در روستای هسنی به خاک سپرده شد.
کارنامه مبارزاتیدر ١١ اکتبر ١٩٤٥ و پس از شکست قیام دوم بارزان، همراه با مصطفی بارزانی و همرزمانش به شرق کردستان میروند. پس از تأسیس جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در چارچوب نیروی بارزان از جمهوری دفاع کرده است.
پس از سقوط جمهوری کردستان در مهاباد و بازگشت بارزانی از شرق کردستان به جنوب کردستان، در جنگ نقده و جنگ اشنویه در شرق کردستان شرکت کرده است. همچنین او از جمله پیشمرگههایی بوده که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق (خواکورک و دشت برازگر) از خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشته است.
پس از بازگشتشان، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسهای با همرزمانش برگزار میکند و آنها را در ماندن یا رفتن به سوی اتحاد شوروی مخیر میسازد. در آنجا تمامی همرزمانش تصمیم به ادامه دادن و حرکت به سوی اتحاد شوروی میگیرند. در ٢٣ مه ١٩٤٧، ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد شوروی همراهی کرده و در جنگ قتور و جنگ پل ماکو شرکت داشته و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رودخانه ارس که در مرز ایران و اتحاد شوروی واقع است، به سوی شوروی عبور کرده است.
پس از رسیدن به اتحاد شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ همراه با تمامی همرزمانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع روباز که با سیم خاردار محصور شده بود، نگهداری شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی میشدند و از نظر خوراک، پوشاک و تردد همانند اسرای جنگی با آنان رفتار شده است. سپس با تصمیم دولت شوروی، بین مناطق آقدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان توزیع شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به یک پادگان در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه، لباس نظامی دریافت کردند و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. در همان حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که سواد داشتند، دروس یادگیری زبان کردی به آنها آموخته میشد.
پس از رفتار بد جعفر باقروف با همرزمانش، تصمیم گرفته میشود پادگان نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز آموزش نظامی را ادامه دادند.
در مارس ١٩٤٩ همراه با همرزمانش به صورت دستهای و گروهی با قطار در میان روستاهای تعاونی اتحاد شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوزها (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس سهم دولت را میپرداختند) کار میکردند.
پس از تلاشهای بسیار و فرستادن چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به دست استالین میرسد که در آن بارزانی مشکلات همرزمان خود را شرح میدهد و او نیز بلافاصله تصمیم به تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت همرزمان بارزانی میگیرد و سرانجام تصمیم کمیته بر این میشود که همه آنها در شهر وریویسکی گردآوری شوند، بنابراین نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی میرود.
پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و طبق هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و اجرای ماده (١١) با استناد به قانون اصلاحشده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، او و همرزمانش مشمول عفو عمومی شدند.
در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس میشود. نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ همراه با همرزمانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشته و به مدت چندین ماه در صلاحالدین بوده و سپس در بله، در سال ١٩٦٢ به دلیل بمباران هواپیماهای نیروی هوایی عراق زخمی شده است.
منابع:- آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.
- حمید گردی، پوختهی مێژوونامه (خلاصه تاریخنامه)، چاپ اول، (اربیل - انتشارات آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤م).
- ریکاری مزویری، ژنێن رۆس و ڕاگواستن و ئهنفال و كۆمهلكوژی (زنان روس و جابجایی و انفال و نسلکشی)، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه مناره - ٢٠١٠م).
- شعبان علی شعبان، ههندێك زانیاری سیاسی و مێژوویی (برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی)، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ٢٠١٣م).
- صالح یوسف صوفی، کرونولوژی کردستان و جهان، چاپ اول، جلد دوم، (دهوک - چاپخانه استانداری دهوک - ٢٠١٣م).
- عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان بین ١٩٣١-١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - ٢٠٠١م).
- کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پەیوەند - ٢٠١١م).
- از یادداشتهای فرمانده شهید حهسۆ میرخان ژاژۆکی، ٦٢ روز همراه با بارزانی، رفتن بارزانیها به اتحاد شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیر - ١٩٩٧م).
- لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثورة ١٤ تموز ١٩٥٨ فی العراق (انقلاب ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸ در عراق)، (بغداد - دارالرشید للنشر - ١٩٧٩م).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیخواهی کرد ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خهبات - ١٩٩٨م).
- نجف قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، ترجمه: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - ١٩٩٦م).


