زندگی‌نامه

سال ١٩٢٠ در روستای شانه‌دری وابسته به ناحیه گورتو در شهرستان میرگه‌سور در استان اربیل متولد شده، در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کرده، در ١٥ فوریه ١٩٥٤ در دانشگاه تاشکند پذیرفته شد و در ٢٩ مارس ١٩٥٩ توانست مدرک دیپلم بگیرد، سال ١٩٥٩ به عنوان معلم در دانشگاه بغداد مشغول به کار شد و در دانشکده نظامی در بغداد به افسران عراقی درس می‌داد.

کارنامه مبارزاتی

سلیمان شاوه‌لی، در ٢٣ مه ١٩٤٧ همراهی ژنرال مصطفی بارزانی را به سمت اتحاد جماهیر شوروی انجام داد و در جنگ گلی قطور و جنگ پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سمت شوروی عبور کرد.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمام هم‌رزمانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در مجتمعی سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، قرار داده شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر غذا، پوشاک و رفت و آمد با آن‌ها مانند اسرای جنگی رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی میان مناطق آق‌دام، لاچین، آیولاغ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه لباس نظامی به آن‌ها داده شد و به سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی می‌دیدند. در همان حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از هم‌رزمانشان که سواد داشتند، درس‌های یادگیری زبان کردی به آن‌ها آموخته می‌شد.

پس از رفتار بد جعفر باقروف با همراهان بارزانی، تصمیم گرفته می‌شود کمپ نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه می‌دهند. 

در مارس ١٩٤٩ به همراه هم‌رزمانش به صورت دسته‌بندی شده با قطار در روستاهای اشتراکی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمین‌هایی که مردم به صورت اجاره از دولت می‌گرفتند و بعداً سهم دولت را می‌دادند) کار می‌کردند. 

پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی برای استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین می‌رسد که در آن بارزانی از مشکلات هم‌رزمانش سخن می‌گوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت همراهان بارزانی را صادر می‌کند و در نهایت تصمیم کمیته این می‌شود که همگی در شهر وریفیسکی گردآوری شوند، برای همین نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریفیسکی در شوروی می‌رود.

پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و بر اساس هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) ماده دهم و کاربست ماده (١١) با استناد به قانون اصلاح‌شده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، خود و هم‌رزمانش مشمول عفو عمومی شدند. 

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس می‌شود، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه هم‌رزمانش با کشتی گروزیا از راه بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.  

 مشارکت در انقلاب ایلول را داشته است، در ١٣ ژوئیه ١٩٦٣ در جنگ بردین شهید شده و پیکرش در میدان جنگ باقی مانده است.

منابع:
  1. آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان

  2. حمید گردی، چکیده تاریخ‌نامه، چاپ اول، (اربیل - مؤسسه چاپ و نشر آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤م).

  3. شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهه‌لات - ٢٠١٣م).

  4. عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان بین ١٩٣١ - ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - ٢٠٠١م).

  5. در یادداشت فرمانده شهید حه‌سو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز همراه با بارزانی، رفتن بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیر - ١٩٩٧م).

  6. لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثورة ١٤ تموز ١٩٥٨ في العراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - ١٩٧٩م).

  7. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد ١٩٣١ - ١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خه‌بات - ١٩٩٨م).

  8. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد ١٩٦١ - ١٩٧٥، جلد سوم، بخش اول، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤م).

  9. نجف‌قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، مترجم: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - ١٩٩٦م).