عبدالله سعید احمد در سال ١٩٢٠ در روستای خلان از توابع ناحیه مزنه در شهرستان میرگهسور از استان اربیل به دنیا آمد و در سال ١٩٨٩ در مرگور کردستان ایران درگذشت.
کارنامه مبارزاتیعبدالله سعید احمد در ٢٣ مه ١٩٤٧ ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد شوروی همراهی کرد و در جنگهای «گهلی قتور» و «پل ماکو» شرکت نمود و پس از سختیها و مشقتهای فراوان، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز ایران و اتحاد شوروی واقع شده است، به سوی شوروی عبور کرد.
پس از رسیدن به اتحاد شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی همراهانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک اردوگاه سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، مستقر شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی میشدند و از نظر غذا، پوشاک و تردد همچون اسرای جنگی با آنان رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی، بین مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان توزیع شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به یک پادگان در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه به آنان لباس نظامی داده شد و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. در همان زمان، روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همراهانشان که باسواد بودند، درسهای آموزش زبان کردی به آنان داده میشد.
پس از رفتار بد جعفر باقروف با همراهان، تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع «چرچوک» در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به تمرینات نظامی ادامه دادند.
در مارس ١٩٤٩ به همراه همراهانش به صورت دستهبندی شده با قطار در میان روستاهای تعاونی اتحاد شوروی توزیع شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت میگرفتند و سپس سهم دولت را میپرداختند) کار میکردند.
پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به دست استالین میرسد که در آن بارزانی از مشکلات همراهان خود سخن میگوید و او بلافاصله دستور تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت همراهان بارزانی را صادر میکند و در نهایت تصمیم کمیته بر آن میشود که همه آنها در شهر «وریویسکی» جمع شوند، به همین دلیل نامبرده در نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی رفت.
در سال ١٩٥٨ حکومت جمهوری در عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس شد، بنابراین نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همراهانش با کشتی «گروزیا» از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.
در سال ١٩٦٢ در انقلاب ایلول شرکت کرد و در جنگها حضور داشت. در سال ١٩٨٣ به عنوان پناهنده به کشور ایران رفت و همان سال در انقلاب گولان شرکت نمود و با درجه سرپل در جنگها حضور یافت.
منابع:١.شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ٢٠١٣م).
٢.عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان بین سالهای ١٩٣١ - ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - ٢٠٠١م).
٣.عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیای اربیل، (اربیل - انتشارات آکادمی کردی - چاپخانه حاجی هاشم - ٢٠١٥م).
٤.در یادداشت فرمانده شهید حهسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز با بارزانی؛ رفتن بارزانیها به اتحاد شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبری - ١٩٩٧م).
٥.مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیخواهی کرد ١٩٣١ - ١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خهبات - ١٩٩٨م).
٦.آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.


