زندگی‌نامه

خوشوی بیخشاشی، در سال ١٩٣٣ در روستای بیخشاشی از توابع ناحیه شیروان مزن در شهرستان مێرگه‌سور در استان اربیل متولد شده است، در اتحاد جماهیر شوروی تحصیل کرده و مدرک دانشکده در رشته کشاورزی را دریافت کرده است، در سال ١٩٥٩ به عنوان کارمند در اداره کشاورزی موصل به عنوان دستیار مهندس استخدام شده است، به هر دو زبان کردی و روسی تسلط داشته است.

کارنامه مبارزاتی

در سال ١٩٤٣ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوسته و در جنگ‌ها شرکت کرده است، در ١٩ اوت ١٩٤٥ به دستور دادگاه عرفی نظامی عراق، تمام اموال و دارایی‌های منقول و غیرمنقول وی مصادره شده است.

پس از شکست انقلاب دوم بارزان در ١١ اکتبر ١٩٤٥ به روژهلات (کردستان ایران) روی آورده، در ٣١ مارس ١٩٤٦ در نیروی بارزان وابسته به ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد پیشمرگه بوده است، در ٢٩ آوریل ١٩٤٦ در جنگ قاراوا در منطقه سقز و در ٣ مه در جنگ ملقه‌رنی شرکت کرده است.

 پس از شکست جمهوری دموکراتیک کردستان در تاریخ ٣ مارس ١٩٤٧ در جنگ نلوس و در ١٣ روی ١٤ مارس در جنگ گوجار و در ١٩ مارس در جنگ نقده و اشنویه شرکت کرده است. او از آن دسته پیشمرگه‌هایی بوده که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق (خواکورک و دشت برازگر) از طریق خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشته است.

پس از بازگشتشان، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسه‌ای با یارانش برگزار می‌کند و آنان را در ماندن یا رفتن به سمت اتحاد جماهیر شوروی مختار می‌گذارد، در آنجا تمام یاران تصمیم به ادامه راه و رفتن به سمت اتحاد جماهیر شوروی می‌گیرند، در ٢٣ مه ١٩٤٧، ژنرال مصطفی بارزانی را به سمت اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرده و در جنگ «گلی قتور» و جنگ پل ماکو شرکت کرده و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رود ارس که در مرز ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سمت شوروی عبور کرده است.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمام یارانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک اردوگاه سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، قرار داده شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر خوراک و پوشاک و تردد مانند اسرای جنگی با آنان برخورد شده است. سپس به دستور دولت شوروی بر مناطق آق‌دام و لاچین و آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شده‌اند و در ٢٣ همان ماه به آنان لباس نظامی داده شده و به سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت تمرین نظامی داده شده‌اند. در همان حال روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از یارانشان که سواد داشتند، درس آموزش زبان کردی به آنان داده می‌شد.

پس از رفتار بد جعفر باقروف با یاران، تصمیم گرفته می‌شود که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به تمرینات نظامی ادامه می‌دهند.

در مارس ١٩٤٩ به همراه یاران به صورت دسته و گروه با قطار بر روی روستاهای اشتراکی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزرعه‌های کلخوز (آن زمین‌هایی که مردم به صورت اجاره‌ای از دولت می‌گرفتند و بعداً سهم دولت را می‌دادند) کار می‌کردند.

پس از تلاش بسیار و فرستادن چندین نامه از طرف ژنرال بارزانی برای استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین می‌رسد که در آن  بارزانی از مشکلات یاران خود سخن می‌گوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای را برای تحقیق در وضعیت یاران بارزانی صادر می‌کند و سرانجام تصمیم کمیته این می‌شود که همه آنان در شهر وریویسکی جمع شوند، بنابراین نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی می‌رود.

پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و طبق هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و کاربست ماده (١١) با استناد به قانون اصلاح‌شده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، خود و یارانش مشمول عفو عمومی شده‌اند.

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تاسیس می‌شود، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه یارانش با کشتی «گروزیا» از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشته است. 

 سال ١٩٦١ شرکت انقلاب ایلول را کرده و سرهنگ‌دوم بوده است، در جنگ‌های ریکانیان شرکت کرده است، در ٢٥ ژوئیه ١٩٦٢ در مێرگه‌ به شهادت رسیده و در همان‌جا به خاک سپرده شده است.

منابع:
  1. آرشیو هیئت انسکلوپیدیای حزب دموکرات کردستان.
  2. حمید گردی، چکیده تاریخ‌نامه، چاپ اول، (اربیل - انتشارات چاپ و نشر آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤).
  3. حیدر فاروق السامرائی، ضیاء جعفر و دوره‌ السیاسی و الاقتصادی فی العراق، (لندن – دارالحکمه - ٢٠١٦).
  4. شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ٢٠١٣).
  5. شوکت شیخ یزدین، یوبیل طلایی پیشمرگه، (پیرمام - چاپخانه خبات - ١٩٩٦).
  6. عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٢).
  7. عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان بین ١٩٣١- ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - ٢٠٠١).
  8. کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پیوند - ٢٠١١).
  9. در یادداشت فرمانده شهید حسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز با بارزانی، رفتن بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - ١٩٩٧).
  10. لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، ثوره ١٤ تموز ١٩٥٨ فی العراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - ١٩٧٩م).
  11. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خبات - ١٩٩٨).
  12. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد ١٩٦١- ١٩٧٥، جلد سوم، بخش اول، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤).
  13. نجفقلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، ترجمه شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - ١٩٩٦).