احمد طاها یونس، در سال ١٩٠٩ در روستای ایسومرا از توابع بخش مێرگهسور در استان اربیل به دنیا آمد و در تاریخ ٣١ ژوئیه ١٩٨٣ در جریان عملیات انفال بارزانیها توسط حکومت عراق، در مجتمع قوشتپه از توابع استان اربیل، ناپدید شد.
کارنامه مبارزاتیدر ٢٣ مه ١٩٤٧ همراه با ژنرال مصطفی بارزانی بهسوی اتحاد جماهیر شوروی رفت و در نبرد گلی قطور و نبرد پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی و تلاشهای بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رودخانه ارس که در مرز میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، بهسوی شوروی عبور کرد.
پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی همرزمانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در مجتمعی سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، مستقر شدند و توسط گروهی از سربازان تحت حفاظت بودند و از نظر خوراک، پوشاک و تردد همچون اسیران جنگی با آنها رفتار شد. سپس با تصمیم حکومت شوروی میان مناطق آقدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه لباس نظامی به آنها داده شد و به سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. در همان زمان روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همرزمانشان که سواد داشتند، درسهای یادگیری زبان کردی به آنها داده میشد.
پس از بدرفتاری جعفر باقروف با همرزمانش، تصمیم گرفته میشود که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه دادند.
در مارس ١٩٤٩ به همراه همرزمانش بهصورت دستهها و تیمهایی با قطار در میان روستاهای اشتراکی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم بهصورت اجارهای از دولت میگرفتند و سپس سهم دولت را میدادند) کار میکردند.
پس از تلاشهای بسیار و ارسال نامههای متعدد توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به دست استالین میرسد که در آن بارزانی از دردسرهای همرزمانش سخن میگوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیتهای برای بررسی وضعیت همرزمان بارزانی را صادر میکند و در نهایت تصمیم کمیته بر این میشود که همگی در شهر وریویسکی جمع شوند، به همین دلیل نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی میرود.
پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و طبق هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و کاربست ماده (١١) با استناد به قانون اصلاحشده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، او و همرزمانش مشمول عفو عمومی شدند.
در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس شد، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه همرزمانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب عراق به کردستان بازگشت.
در ٣١ ژوئیه ١٩٨٣ در جریان عملیات انفال بارزانیها، توسط حکومت عراق در مجتمع قوشتپه از توابع استان اربیل ناپدید شد.
منابع:-
آرشیو هیئت دائرهالمعارف حزب دموکرات کردستان
- حمید گردی، چکیده تاریخنامه، چاپ اول، (اربیل - مؤسسه چاپ و نشر آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤م).
- ریکار مزوری، زنان روس و جابجایی و انفال و نسلکشی، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه مناره - ٢٠١٠م).
- ریکار مزوری، سرگذشت تراژدیهای بارزانیها، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - ٢٠١٣م).
- عمر حمزه صالح، نسلکشی و جنایات رژیم بعث علیه بارزانیها ١٩٧٥-١٩٩١ از زبان شاهدان و اسناد، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ٢٠١٧م).
- کاروان محمد مجید، بارزانیها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه پەیوەند - ٢٠١١م).
- در یادداشت فرمانده شهید حهسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز همراه با بارزانی، رفتن بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - ١٩٩٧م).
- لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - ١٩٧٩م).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش رهاییبخش کرد ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خهبات - ١٩٩٨م).
- نجفقلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، مترجم: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - ١٩٩٦م).


