زندگینامه

سلیم سعید فقی عبدالرحمن، در سال ١٩٠٦ در روستای بارزانی از توابع ناحیه بارزان در شهرستان مِیرگسور در استان اربیل متولد شده است. او در اتحاد جماهیر شوروی با عزیزه خیرالله سیف‌الله ازدواج کرد و دارای دو دختر به نام‌های زلیخا سلیم (١٩٥٨) و زینب سلیم (١٩٥٨) بودند.

کارنامه مبارزاتی

سلیم سعید فقی عبدالرحمن، پس از شکست دومین انقلاب بارزان در ١١ اکتبر ١٩٤٥ راهی شرق کردستان شد. در ٣١ مارس ١٩٤٦ در نیروی بارزانی وابسته به ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد پیشمرگه شد و در نبردهای جبهه سقز در جمهوری دموکراتیک کردستان شرکت کرد. او از جمله پیشمرگه‌هایی بود که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق خواکورک و دشت برازگر و از خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشت.

پس از بازگشت، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسه‌ای با یارانش تشکیل داد و آنان را در ماندن یا رفتن به سوی اتحاد جماهیر شوروی آزاد گذاشت. در آنجا همه یاران تصمیم به ادامه راه و رفتن به سوی اتحاد جماهیر شوروی گرفتند. در ٢٣ مه ١٩٤٧، ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در نبرد گلی قطور و نبرد پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رودخانه ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سوی شوروی گذشت.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه همه یارانش در شهر نخجوان در جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک اردوگاه سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، جای داده شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از لحاظ خوراک، پوشاک و تردد مانند اسیران جنگی با آن‌ها رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی بر مناطق آغدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به اردوگاهی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه لباس نظامی دریافت کردند و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی می‌دیدند. در همان زمان روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از یارانشان که سواد داشتند، درس یادگیری زبان کردی به آن‌ها داده می‌شد.

پس از بدرفتاری جعفر باقروف با یاران بارزانی، تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز آموزش نظامی را ادامه دادند. 

در مارس ١٩٤٩ به همراه یارانش به صورت دسته و گروه با قطار بر روی روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کولخوزها (زمین‌هایی که مردم از دولت اجاره می‌کردند و سپس سهم دولت را می‌دادند) کار می‌کردند. 

پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین رسید که در آن بارزانی از دردهای یاران خود می‌گوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت یاران بارزانی صادر می‌کند و در نهایت تصمیم کمیته بر این شد که همه آن‌ها در شهر وریویسکی گرد هم آیند، بنابراین نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی رفت.

پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و طبق هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و کاربست ماده (١١) با تکیه بر قانون اصلاح شده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، او و یارانش مشمول عفو عمومی شدند. 

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تأسیس شد، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه یارانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. 

 پس از بازگشت مدتی در شقلاوه ساکن شد و سپس به روستای بارزان بازگشت. سال ١٩٦٤ در انقلاب ایلول شرکت کرد، سال ١٩٧٥ پس از شکست انقلاب ایلول توسط حکومت عراق به جنوب عراق تبعید شد و در استان دیوانیه ساکن شد، سال ١٩٨٠ به مجتمع قوش‌تپه منتقل شد، در ٣١ ژوئیه ١٩٨٣ در عملیات انفال بارزانی‌ها توسط حکومت عراق در مجتمع قوش‌تپه به همراه پسرش به نام خیرالله سلیم (١٩٦٧ - ١٩٨٣) مفقود شدند.

منابع:
  1. آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.

  2. حمید گردی، چکیده تاریخ‌نامه، چاپ اول، (اربیل - انتشارات آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - 2004ز).

  3. ریکاری مزوری، یادداشت‌های تراژدی بارزانی‌ها، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - 2013ز).

  4. ریکاری مزوری، زنان روس و جابجایی و انفال و نسل‌کشی، (اربیل - چاپخانه مناره - 2010ز).

  5. شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - 2013ز).

  6. عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - 2002ز).

  7. عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان در میان 1931 - 1991، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - 2001ز).

  8. عمر حمزه صالح، نسل‌کشی و جنایات رژیم بعث علیه بارزانی‌ها 1975 - 1991 از زبان شاهدان و اسناد، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه روژهلات - 2017ز).

  9. کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه په یوند - 2011ز).

  10. مجله هتاو، شماره 154، سال ششم، اربیل، چاپخانه کردستان، جمعه، 15 آوریل 1959.

  11. در یادداشت فرمانده شهید حَسو میرخان ژاژوکی، 62 روز با بارزانی، رفتن بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - 1997ز).

  12. لیث عبدالمحسن جواد الزبیدی، انقلاب 14 ژوئیه 1958 در عراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - 1979م).

  13. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادیخواهی کرد 1931 - 1958، (دهوک - چاپخانه خبات - 1998ز).

  14. نجف‌قلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، ترجمه: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - 1996م).

  15. عبدالرحمان، پیرمام، 1 نوامبر 2018م.