زندگی‌نامه

  سلیمان بیگ درگله‌ای، در سال ١٨٩٨ در روستای درگله از توابع ناحیه ورتی در شهرستان رواندوز در استان اربیل متولد شده است. پیش از رفتن به اتحاد جماهیر شوروی دو بار ازدواج کرده بود؛ همسر اولش عایشه فتاح حسین، دارای یک پسر و سه دختر به نام‌های مت سلیمان متولد ١٩٣٢، سعادت سلیمان متولد ١٩٣٦، عزت سلیمان متولد ١٩٣٧ و نازلی سلیمان متولد ١٩٤٠ بودند. همسر دومش حلیم وسو عزیز بود که سه پسر به نام‌های شوقی سلیمان متولد ١٩٣٦، صلاح‌الدین سلیمان متولد ١٩٣٩ و شیرزاد سلیمان متولد ١٩٤٥ داشتند. در اتحاد جماهیر شوروی با زنی به نام نینا ازدواج کرد. او به زبان‌های کردی، عربی، ترکی و روسی تسلط داشت. در سال ١٩٧٤ در روستای درگله درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد.

کارنامه مبارزاتی

سلیمان بیگ درگله‌ای افسر ارتش عراق بود و از خدمت سربازی فرار کرد. در سال ١٩٤٤ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست و در جنگ‌ها شرکت کرد؛ به همین دلیل در ١٩ اوت ١٩٤٥ به دستور دادگاه عرفی نظامی، تمام اموال منقول و غیرمنقول وی ضبط شد. در ١١ اکتبر ١٩٤٥، پس از شکست انقلاب دوم بارزان، همراه با خانواده‌اش راهی شرق کردستان شد. در ٣١ مارس ١٩٤٦، از پیشمرگه‌های نیروی بارزان وابسته به ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان بود. در ٢٩ آوریل ١٩٤٦، با سرپرستی خدر سلیمان بیگ در جنگ قاراوا در منطقه سقز در شرق کردستان شرکت کرد. پس از شکست جمهوری کردستان در مهاباد و بازگشت بارزانی از شرق کردستان به جنوب کردستان، در جنگ نقده و جنگ اشنویه در شرق کردستان شرکت کرد. همچنین او از جمله پیشمرگه‌هایی بود که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از راه (خواکورک و دشت برازگر) از طریق خاک کردستان ترکیه به منطقه شیروان و مزوری بازگشت.

پس از بازگشتشان، ژنرال مصطفی بارزانی در ٦ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسه‌ای با یارانش تشکیل داد و به آن‌ها اختیار داد که بمانند یا به سوی اتحاد جماهیر شوروی بروند. در آنجا تمامی یاران تصمیم به ادامه راه و رفتن به سوی اتحاد جماهیر شوروی گرفتند. در ٢٣ مه ١٩٤٧، ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد جماهیر شوروی همراهی کرد و در جنگ گلی قطور و جنگ پل ماکو شرکت نمود و پس از سختی و خستگی فراوان، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رودخانه ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کرد.

پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ همراه با تمامی یارانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در مجتمعی سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، جای داده شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر غذا، پوشاک و تردد، همانند اسیران جنگی با آن‌ها رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی بر مناطق آق‌دام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان توزیع شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه، لباس نظامی به آن‌ها داده شد و با سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی می‌دیدند.

 در ٢٨ مه ١٩٤٧ به درخواست میرحاج احمد در جلسه روستای جیرمی شرکت کرد. در ١٩ ژانویه ١٩٤٨ در کنفرانس عمومی باکو که نمایندگان کردهای عراق و ایران در آن حضور داشتند، عضو رهبری سیاسی در کردستان عراق شد.

پس از بدرفتاری جعفر باقروف با یاران، تصمیم گرفته شد که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان، منتقل شود و در آنجا نیز به تمرینات نظامی ادامه دادند.

در مارس ١٩٤٩ همراه با یارانش به صورت گروهی و دسته‌ای با قطار در میان روستاهای تعاونی اتحاد جماهیر شوروی توزیع شدند و در مزارع کولخوز (زمین‌هایی که مردم از دولت اجاره می‌کردند و سپس سهم دولت را می‌پرداختند) کار می‌کردند.

پس از تلاش‌های بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین رسید که بارزانی در آن از مصائب یارانش سخن گفته بود و او نیز بلافاصله تصمیم به تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت یاران بارزانی گرفت و سرانجام تصمیم کمیته بر این شد که همگی در شهر وریویسکی گرد هم آیند، به همین دلیل نامبرده در نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی رفت.

پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و بر اساس هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) از ماده دهم و کاربست ماده (١١) با استناد به قانون اصلاح شده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، وی و یارانش مشمول عفو عمومی شدند.

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست عبدالکریم قاسم تاسیس شد، شیخ حسین در ١٦ آوریل ١٩٥٩ همراه با یارانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت. او در انقلاب ایلول شرکت کرد.

منابع:
  1. حمید گردی، پوخته‌ی مێژوونامه‌ (خلاصه تاریخ‌نامه)، چاپ اول، (اربیل - موسسه چاپ و نشر آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤)
  2. حیدر فاروق السامرئی، ضیاء جعفر و دوره‌ السیاسی و الاقتصادی فی العراق، (لندن – دارالحکمه – ٢٠١٦).
  3. از یادداشت‌های فرمانده شهید حه‌سو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز با بارزانی، رفتن بارزانی‌ها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری – ١٩٩٧)
  4. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش رهایی‌بخش کرد ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خه‌بات - ١٩٩٨ز)
  5. آرشیو هیئت دانشنامه پارتی دموکراتیک کردستان.