زندگی‌نامه

سلیمان میرخان احمد در سال ١٩٣٠ در روستای خردنی از توابع ناحیه گورتو در شهرستان مێرگه‌سۆر (مرگسور) در استان اربیل متولد شد، در اتحاد شوروی تحصیل کرد و مدرک کارشناسی خود را در رشته علوم سیاسی در شهر ساراتوف دریافت کرد. پس از بازگشت از اتحاد شوروی در سال ١٩٥٩ در شهر کرکوک به عنوان معلم استخدام شد، در سال ١٩٦٠ به مرگسور بازگشت و مدیر مدرسه مرگسور شد، همچنین در تشکیلات مخفی حزب دموکرات کردستان کار کرده است، او به زبان‌های کردی، عربی و روسی تسلط داشت.

کارنامه مبارزاتی

در سال ١٩٤٣ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست و در نبردها شرکت کرد، در ١٩ اوت ١٩٤٥ به حکم دادگاه عرفی نظامی عراق، تمام اموال منقول و غیرمنقول او مصادره شد. پس از شکست انقلاب دوم بارزان در ١١ اکتبر ١٩٤٥ به روژهلات (کردستان ایران) رفت.

 در ٣١ مارس ١٩٤٦ در نیروهای بارزانی وابسته به ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد پیشمرگه شد، در ٢٩ آوریل ١٩٤٦ در نبرد قاراوا در منطقه سقز و در تاریخ ٣ مه در نبرد ملقرنی شرکت کرد.

 پس از شکست جمهوری دموکراتیک کردستان در ٣ مارس ١٩٤٧ در نبرد نلوس و در ١٣ در ١٤ مارس در نبرد گوجار شرکت کرد و در این نبرد زخمی شد. در ١٩ مارس ١٩٤٧ در نبرد نقده و اشنویه و در ٢٥ مارس در نبرد هورس و هله‌جی شرکت کرد.

 او از آن دسته پیشمرگه‌هایی بود که در ١٩ آوریل ١٩٤٧ از طریق خواکورک و دشت برازگر از خاک کردستان ترکیه (باکور) به منطقه شیروان و مزوری بازگشت.

پس از بازگشت، ژنرال مصطفی بارزانی در ١٥ مه ١٩٤٧ در روستای ارگوش جلسه‌ای با یارانش برگزار کرد و آن‌ها را در ماندن یا رفتن به اتحاد شوروی مختار گذاشت، در آنجا تمامی یاران تصمیم به ادامه راه و رفتن به اتحاد شوروی گرفتند، در ٢٣ مه ١٩٤٧، ژنرال مصطفی بارزانی را به سوی اتحاد شوروی همراهی کرد و در نبرد گلی قتور و نبرد پل ماکو شرکت کرد و پس از سختی و خستگی بسیار، در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ از رودخانه ارس که در مرز ایران و اتحاد شوروی قرار دارد، به سوی شوروی عبور کرد.

پس از رسیدن به اتحاد شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی یارانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک مجتمع فضای باز که با سیم خاردار محصور شده بود، نگهداری شدند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی می‌شدند و از نظر غذا، پوشاک و تردد مانند اسرای جنگی با آن‌ها رفتار شد. سپس با تصمیم دولت شوروی در مناطق آغدام، لاچین، آییلاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در تاریخ ٢٣ همان ماه لباس نظامی به آن‌ها داده شد و تحت نظارت افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت آموزش نظامی دیدند. در همان زمان روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از یارانشان که سواد داشتند، به آن‌ها درس زبان کردی آموزش داده می‌شد.

پس از بدرفتاری جعفر باقروف با یاران بارزانی، تصمیم گرفته شد که پادگان نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به آموزش نظامی ادامه دادند. 

در مارس ١٩٤٩ به همراه یارانش به صورت گروهی و تیمی با قطار در میان روستاهای تعاونی اتحاد شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوزها (زمین‌هایی که مردم از دولت اجاره می‌کردند و بعد سهم دولت را می‌دادند) کار می‌کردند. 

پس از تلاش بسیار و فرستادن چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامه‌ای به دست استالین رسید که در آن بارزانی از دردسرهای یاران خود سخن می‌گفت و او بلافاصله دستور تشکیل کمیته‌ای برای بررسی وضعیت یاران بارزانی را صادر کرد و سرانجام تصمیم کمیته بر این شد که همگی در شهر وریویسکی جمع شوند، به همین دلیل نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وریویسکی در شوروی رفت.

پس از انقلاب ١٤ ژوئیه ١٩٥٨ در عراق و بازگشت ژنرال مصطفی بارزانی ، در ٢٥ فوریه ١٩٥٩ و بر اساس هر دو ماده سوم و هفتم و بند (الف) ماده دهم و کاربست ماده (١١) با استناد به قانون اصلاح شده شماره ١٩ در سال ١٩٥٩، او و یارانش مشمول عفو عمومی شدند. 

در سال ١٩٥٨ جمهوری عراق به ریاست جمهوری عبدالکریم قاسم تأسیس شد، نامبرده در ١٦ آوریل ١٩٥٩ به همراه یارانش با کشتی گروزیا از طریق بندر بصره در جنوب جمهوری عراق به کردستان بازگشت.  

 سال ١٩٦١ در انقلاب ایلول مشارکت کرد و سرگرد بود، از ٧ تا ١٢ دسامبر ١٩٦١ در نبرد گلی زاویت شرکت کرد، در ٢٣ مارس ١٩٦٢ در نبرد باعذری (دهوک) به شهادت رسید و در روستای خورکی به خاک سپرده شد.

منابع:
  1. حامد گوهری، مدال بارزانی بالاترین نشان افتخار، جلد اول، (اربیل - چاپخانه حاجی هاشم - ٢٠١٥م).

  2. حمید گردی، چکیده تاریخ‌نامه، چاپ اول، (اربیل - سازمان چاپ و نشر آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤م).

  3. حیدر فاروق السامرائي، ضیاء جعفر و دوره‌ السیاسي و الاقتصادي في العراق، (لندن – دارالحكمة - ٢٠١٦م).

  4. شعبان علی شعبان، برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ٢٠١٣م).

  5. عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٢م).

  6. عبدالرحمن ملا حبیب ابوبکر، عشیره بارزان بین ١٩٣١ - ١٩٩١، چاپ اول، (اربیل - چاپخانه وزارت فرهنگ - ٢٠٠١م).

  7. عبدالله غفور، فرهنگ جغرافیای اربیل، (اربیل - انتشارات آکادمی کردی - چاپخانه حاجی هاشم - ٢٠١٥م).

  8. کاروان محمد مجید، بارزانی‌ها از مهاباد تا شوروی، چاپ اول، (سلیمانیه - چاپخانه په ‌یوند - ٢٠١١م).

  9. در یادداشت فرمانده شهید حه‌سۆ میرخان ژاژۆکی، ٦٢ روز با بارزانی در سفر بارزانی‌ها به اتحاد شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبری - ١٩٩٧م).

  10. لیث عبدالمحسن جواد الزبیدي، ثورة ١٤ تموز ١٩٥٨ في العراق، (بغداد - دارالرشید للنشر - ١٩٧٩م).

  11. مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش آزادی‌خواهی کرد ١٩٣١ - ١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خه‌بات - ١٩٩٨م). 

  12. نجفقلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانه‌های ارس، ترجمه: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - ١٩٩٦م).

  13. آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.