ملا رسول، در سال ١٩٢٧ در شهرستان مێرگەسۆر (مرگهسور) وابسته به استان اربیل به دنیا آمد. وی در اتحاد جماهیر شوروی در شهر مسکو در کالج (پارتی شکولا) تحصیل کرد. هر دو زبان کردی و روسی را میدانست. در سال ١٩٥٢ در سمرقند ازبکستان در اتحاد جماهیر شوروی درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد.
کارنامه مبارزاتیدر سال ١٩٤٣ به صفوف انقلاب دوم بارزان پیوست و در جنگها شرکت کرد. در ١٩ اوت ١٩٤٥ به فرمان دادگاه عرفی نظامی عراق، تمام اموال منقول و غیرمنقول وی مصادره شد. در ١١ اکتبر همان سال پس از شکست انقلاب دوم بارزان، به سوی شرق کردستان رفت. در ٣١ مارس ١٩٤٦ در نیروی بارزان وابسته به ارتش جمهوری دموکراتیک کردستان در مهاباد پیشمرگه بود و در جنگهای جبهه سقز در جمهوری دموکراتیک کردستان شرکت کرد. در ٢٩ آوریل همان سال در جنگ قاراوا در منطقه سقز شرکت نمود.
در ١٩ آوریل ١٩٤٧ تصمیم گرفت که تحت فرماندهی ژنرال مصطفی بارزانی به مقاومت ادامه دهد. در ٢٣ مه ١٩٤٧ به همراه دو برادرش به نامهای (محمد ملامحمد و حسن ملامحمد) در مسیر حرکت به سوی اتحاد جماهیر شوروی شرکت کردند. از ٩ ژوئن ١٩٤٧ تا ١١ ژوئن همان سال در جنگهای منطقه قتور و پل ماکو مشارکت داشت. در ١٨ ژوئن ١٩٤٧ در رودخانه ارس که در مرز بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی واقع شده است، به سوی شوروی عبور کرد.
پس از رسیدن به اتحاد جماهیر شوروی، در ١٩ ژوئن ١٩٤٧ به همراه تمامی همراهانش در شهر نخجوان جمهوری آذربایجان به مدت چهل روز در یک اردوگاه سرباز که با سیم خاردار محصور شده بود، قرار گرفتند و توسط گروهی از سربازان نگهبانی میشدند و از نظر غذا، پوشاک و رفتوآمد همانند اسیران جنگی با آنها رفتار شد. سپس بر اساس تصمیم دولت شوروی بین مناطق آقدام، لاچین، آیولاخ و کلبجر در جمهوری آذربایجان تقسیم شدند. در ١٠ دسامبر ١٩٤٧ به پادگانی در کنار دریای خزر در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان منتقل شدند و در ٢٣ همان ماه به آنها لباس نظامی داده شد و به سرپرستی افسران جمهوری آذربایجان روزانه هشت ساعت تمرینات نظامی انجام دادند. در همان زمان روزانه به مدت چهار ساعت توسط برخی از همراهانشان که باسواد بودند، به آنها درس یادگیری زبان کردی داده میشد.
پس از رفتار بد جعفر باقروف با همراهان، تصمیم گرفته میشود که اردوگاه نظامی در ٢٩ اوت ١٩٤٨ از جمهوری آذربایجان به مجتمع چرچوک در نزدیکی تاشکند، پایتخت جمهوری ازبکستان منتقل شود و در آنجا نیز به تمرینات نظامی ادامه دادند.
در مارس ١٩٤٩ به همراه همراهانش به صورت دستهجمعی با قطار بین روستاهای اشتراکی اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند و در مزارع کلخوز (زمینهایی که مردم از دولت اجاره میکردند و سپس سهم دولت را میدادند) کار میکردند.
پس از تلاش بسیار و ارسال چندین نامه توسط ژنرال بارزانی به استالین، سرانجام نامهای به دست استالین میرسد که در آن بارزانی از رنجهای همراهان خود سخن میگوید و او نیز بلافاصله دستور تشکیل کمیتهای برای تحقیق در مورد وضعیت همراهان بارزانی را صادر میکند و سرانجام تصمیم کمیته این میشود که همه آنها در شهر ورِویسکی گرد هم آیند، بنابراین نامبرده در ماه نوامبر ١٩٥١ به شهر وِرویسکی در شوروی میرود.
منابع:- آرشیو هیئت دانشنامه حزب دموکرات کردستان.
- حمید گردی، پوختهی مێژوونامه (خلاصه تاریخنامه)، چاپ اول، (اربیل - انتشارات آراس - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٤).
- شعبان علی شعبان، ههندێك زانیاری سیاسی و مێژوویی (برخی اطلاعات سیاسی و تاریخی)، چاپ سوم، (اربیل - چاپخانه روژهلات - ٢٠١٣).
- صالح یوسف صوفی، کرونولوژیای کوردستانێ و جیهانێ (گاهشماری کردستان و جهان)، چاپ اول، جلد دوم، (دهوک - چاپخانه استانداری دهوک - ٢٠١٣).
- صالح یوسف صوفی، کرونولوژیای کوردستانێ و جیهانێ (گاهشماری کردستان و جهان)، چاپ اول، جلد سوم، (دهوک - چاپخانه استانداری دهوک - ٢٠١٣).
- عمر فاروقی، سردار دانا زندگی و مبارزات مرحوم ملا مصطفی بارزانی، چاپ دوم، (اربیل - چاپخانه وزارت آموزش و پرورش - ٢٠٠٢).
- در یادداشتهای فرمانده شهید حهسو میرخان ژاژوکی، ٦٢ روز همراه بارزانی، رفتن بارزانیها به اتحاد جماهیر شوروی، چاپ اول (اربیل - چاپخانه روشنبیری - ١٩٩٧).
- مسعود بارزانی، بارزانی و جنبش رهاییبخش کرد ١٩٣١-١٩٥٨، (دهوک - چاپخانه خهبات - ١٩٩٨).
- نجفقلی پسیان، از مهاباد خونین تا کرانههای ارس، مترجم: شوکت شیخ یزدین، چاپ اول، (پیرمام - یوبیل طلایی حزب دموکرات کردستان - ١٩٩٦).


